X
تبلیغات
رایتل
اینجا روزهای رنگارنگم رو ثبت می کنم...


یک.

بخش زیادی از سرخوشی ام رو طی پیاده روی توی هوای بهاری دوباره به دست آوردم. بهار، خداییش خیلی مَرده!


دو.

هر بار میام زیادی عاشقش بشم یه دعوا می شه و احساسم زیادی زیاد نمیشه. نگرانیم الکی بود!


سه.

امروز عشق بازی دوتا گنجشک رو روی میله ی پشت پنجره از فاصله ی یه متری دیدم. خجالت هم نمی کشیدن. فکر اینم نمی کردن که منِ طفلی بوی فرندم چند کیلومتری ازم دوره و ممکنه یه وقت دلم بخواد!


چهار.

فعلاً همینا دیگه!


+ تاریخ چهارشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1390ساعت 11:07 ب.ظ نویسنده مداد رنگی نظرات (4)