X
تبلیغات
رایتل
اینجا روزهای رنگارنگم رو ثبت می کنم...


دیشب یه بار دیگه به انتخابم مطمئنم کردی. وقتی مست و شنگول بودم پا به پای شوخی هام خندیدی و قربون  صدقم رفتی. وقتی رفتم تو فاز غصه هوامو داشتی. گذاشتی یه پیک دیگه بخورم. وقتی مهمونا رفتن منو خوابوندی و رفتی ظرفها رو بشوری و جمع و جور کنی. و من چقدر لوس کردم خودمو. از لوس گذشته بود. گه شده بودم. و تو منو بردی روی کاناپه وسط هال خوابوندی و همینجوری که جمع و جور می کردی هوامو داشتی. تو اون حال و هوای گه هم عاشقانه باهام تا کردی. مست بودم اما همه چیزو با جزئیات یادمه. یادمه گفتی این کیه روی مبل خوابیده؟ منم گفتم: ...ِه (اسم خودم) و تو گفتی نه، این گلِ ...ِه (اسم خودت). آخه تو اون لحظه چجوری می تونستی انقدر مهربون باشی باهام؟ و بعد امروز اس ام اس بدی که دیشب خیلی دوست داشتنی شده بودی. پسر تو دیگه کی هستی آخه؟ دلم نمی خواست هیچکدوم این حرفا رو اینجا بنویسم. یه جورایی دوست دارم برای خودم نگهشون دارم. ولی می نویسم که اگه یه روزی غمم گرفت از دستت بیام اینا رو بخونم و بگم فدای سرش. ببین تو انقدر خوبی که از  صبح شرمنده ام از خودم. جالبیشم اینه که شرمنده میشمَم گه میشم. عشقی تو...


+ تاریخ پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390ساعت 09:34 ب.ظ نویسنده مداد رنگی نظرات (3)