موهام رو دور گردنم ریختم و گرممه. گرما رو با لذت تحمل می کنم و یواشکی توی اتاقم موهامو کنار می زنم و به یادگاری شیطنتمون که روی گردنم جا مونده نگاه می کنم و می خندم. این روزا خیلی دوستت دارم.
مداد رنگی
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1390 ساعت 09:03 ب.ظ
سلام عزیزم...خوفی؟ وبلاگتو اقاییک لینک کرده..منم خوندمش خیلی دوسش د ارم.. ترس چرا؟؟؟ بده میخوای پیش کسی باشی که دوستت داره؟؟؟همون حس خوشحالیتو بچسب اون یکی رو بی خیال شو!
وای وای وای! آی شیطونا! خوش به حالتون!نه از حسودیا.خیلی خوش به حالتون مبارک باشه. همیشه آدما از تغییر میترسن و یه جور مقابله دارن.اما باهاش نجنگ.خودتم میدونی که خوبه و دوسش داری تغییره رو! خوش باشی.واسه ما هم دها کن
یاد گذشته هامون بخیر!
______________________
______________________________
داده ام خط چین بکشند از اینجا تا نوشتگاهم... در راه گم نشوی
آخی ما هم از این شیطنتا داشتیماااااااااااا

یه حالی میداد رد جرمامون...ولی حالا دیگه میگه نه!!!!زشته
وای عزیزکم دوباره مبارکه....شیرینی یادت نره
سلام عزیزم...خوفی؟
وبلاگتو اقاییک لینک کرده..منم خوندمش خیلی دوسش د ارم..
ترس چرا؟؟؟
بده میخوای پیش کسی باشی که دوستت داره؟؟؟همون حس خوشحالیتو بچسب اون یکی رو بی خیال شو!
وای وای وای!
آی شیطونا!
خوش به حالتون!نه از حسودیا.خیلی خوش به حالتون
مبارک باشه.
همیشه آدما از تغییر میترسن و یه جور مقابله دارن.اما باهاش نجنگ.خودتم میدونی که خوبه و دوسش داری تغییره رو!
خوش باشی.واسه ما هم دها کن
آهای خانومه زود زود بیا برامون بتعریف که چی شده!!خب ! نری دوباره غیب شی هاااااا
منتظرمااااااا...این یه دستوره
آی شیطونا
قدر لحظه هاتو بدون
این ترس هم جز اون چیزاییه که باید قدرشو بدونی
کجایی پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هان؟!!
خب نمیگی ما دلمون برات تنگ میشه
خببیا بتعریف دیگه...