X
تبلیغات
رایتل
اینجا روزهای رنگارنگم رو ثبت می کنم...


طرف این همه ساله منو می شناسه. همه جیک و پوک زندگی و افکار و جریان گرفتنمو دادگاهمو اعصابی که ازم گ.ا.ی.ی.د.ه شد رو می دونه. می دونه تلفنم تحت کنترله. زنگ زده می گه رفتم اخراجی های 3. بعد که من قاطی می کنم براش شروع می کنه تحلیل ارایه دادن از وضع جامعه و جنبش سبز. تحلیلش هم اینه که من و تو که کاری نمی تونیم بکنیم و اینکه هر کی بیاد و بره به حال من و تو که فرقی نمی کنه. و تو نتونی جوابشو بدی چون می دونی احتمال اینکه یه برادری الان در حال گوش دادن به مکالمه ت باشه زیاده. و اعصابت دوباره به گ.ا بره. و همه ش یاد گنده گوزی های این دوستت راجع به گاز اشک آوری که روی پشت بوم خونه شون افتاده بود بیفتی. و هی فکر کنی و فکر کنی و ک.و.نت بیشتر بسوزه. والاااا به خدا!


+ تاریخ سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390ساعت 09:15 ب.ظ نویسنده مداد رنگی نظرات (1)